حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

46

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

هراكليوس كه هيچگونه در خود قدرت جلوگيرى از سپاهيان پرجوش و خروش اسلام را نميديد طلب صلح كرد و راضى شد كه با دادن مبلغى پول و مقدارى گندم جلوى پيشرفت مسلمين را موقتا بگيرد و ايشانرا بعربستان برگرداند . ابو بكر در جمادى الاخرى سال 13 پس از پانزده روز ناخوشى فوت كرد و بقولى مسموم شد و او را در جنب قبر حضرت رسول در مدينه به خاك سپردند . در ايامى كه ابو بكر مريض بود باشارهء او عمر براى مردم نماز ميگزارد و چون مرگ خود را احساس كرد عامه را ببيعت با عمر بخلافت دعوت نمود . مردم هم اكثر برأى او رفتند و پس از فوت ابو بكر بعمر بن الخطاب دست بيعت دادند . ابو بكر در ايام خلافت خود عنوان و لقب مخصوصى نداشت فقط او را خليفة رسول الله ميخواندند . عمر اوّل كسى است كه لقب امير المؤمنين اختيار كرده و اين لقب بعد از او براى عموم خلفا بعقيدهء اهل سنت عنوان شده . شيعه چون خليفهء به حق حضرت علىّ بن ابى طالب را ميدانند فقط او را به اين عنوان ميخوانند . خلافت عمر بن الخطاب ( 13 - 23 ) پس از آنكه مسلمين باشارهء ابو بكر صديق با عمر بن الخطاب بخلافت بيعت كردند خليفهء ثانى چون از بابت اوضاع داخلى عربستان آسوده خاطر بود و مدعى و مخالف مهمّى كه نسبت به او در حال قيام و دشمنى علنى باشد نداشت تمام همّ خود را بانجام طرحى كه ابو بكر شروع نموده بود يعنى فتح ممالك ايران و روم مصروف كرد و از آن جهت كه هم خود مردى بسيار عاقل و دورانديش بود و هم سردارانى رشيد و كارآزموده و مجاهدينى باايمان و پرحرارت تحت حكم داشت به زودى از يك طرف بساط دولت عظيم الشأن ساسانى را يكسره برچيد و سراسر ايران را فتح كرد و از طرفى ديگر دست تسلط روميان را كه چندين قرن بود بر قسمت مهمّ آسياى غربى و شمال افريقا فرمانروائى